بچه محله امام رضا (علیه السلام)

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

هر سلبریتی با فروش منزل و اسباب کشی به سمت پایین شهر و فروش ماشین و تبدیل آن به پراید و پژو میتونه نشون بده مردمیه!
مازاد پول‌ها رو هم میتونه صرف امور خیریه مثل عمران مسجد، تهیه جهیزیه دختران نیازمند، درمان بیماران سرطانی و... بکنه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۵
محسن ذوالفقاری

با کمک بر و بچ محل همه وسایل مورد نیاز را در مسجد جمع و جور کردیم. 20 دقیقه به اذان بود که وسایل را در چهارراه پهن کردیم. بساطمون چند فلاکس چای و ظرف حلو و 200 ظرف سوپ خانگی بود به همراه یک زیرانداز مناسب برای رهگذرها.
با الله اکبر اذان کار بچه‌ها هم شروع شد. با قرمزی چراغ، سینی‌ها را برمی‌داشتند و تعارف‌کنان به سمت ماشین‌ها می‌رفتند.
"سلام بر شما. قبول باشه، بفرمایید"
مرسدس، بی‌ام‌دبلیو، هندا پارت CDI، پراید، پیک موتوری، پیاده همه‌طور مشتری داشتیم الحمدالله.
بعضی از مردم بالانشین نازنین وقتی جوانان و نوجوانان را با سینی پر از مخلفات ناموزون، آن ساعت، بدون مناسبت و هیچ صدای مداحی خاصی به سمتشان می‌آمدند ثانیه‌هایی طول می‌کشید دوزاریشان بیفتد! یکی می‌پرسید: "قیمتش چند؟" دیگری می‌گفت: "تو هنوز جوونی برو سراغ یک کار بهتر!" آن یکی فقط نگاه می‌کرد و حتی زحمت سوال پرسیدن به خودش نمی‌داد و زیر باد کولر ماشینش کیف می‌کرد.
به نظرم پخش 200 ظرف نذری در شمال تهران به اندازه هزار نفر در مولوی یا خاوران برابری می‌کند!
البته که بعضی دیگر لطف بسیار داشتند و تشکرات و التماس دعاهای فراوانی نثارمان می‌کردند.

در دلم گفتم چه کاری هست که ما باید به این‌ها (بخوانید مازراتی سوارهای شهرک غرب) افطاری بدهیم!؟
وقتی به خودم آمدم دیدم اصلا این‌ها و آن‌ها درست کردن یعنی چی؟ ما شاگردان مکتب امام صادق هستیم. شیعیان در زمان امام صادق با مرجعه و زنادقه در کوچه و بازار اختلاط داشتند. چه شده است حال ما که ادعای شیعه جعفری را داریم از همسایه‌هایمان بری شده‌ایم و بدون اینکه از همسایه‌هایمان شناختی داشته باشیم قضاوت می‌کنیم؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۳
محسن ذوالفقاری

1. مسجد ما حاج فتح الله هم نداشته
تا حداقل بگیم
آخوند فقط حاج فتح الله!

2. به همه روحانیونی که امام جماعت بودن را کسر شان می‌دانند و فعالیت‌های دیگر را مهم‌تر، پیشنهاد می‌شود حتما فیلم سر دلبران را نبینند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۹
محسن ذوالفقاری

این روزها رسانه‌ای شدن جنایت جنسی در مدرسه واقع در شهرک غرب تهران بسیار داغ و حاشیه‌ساز شده در صورتی که این جنایت و فاجعه‌ی خاموش، جزء امور عادی در مدارس این منطقه می‌باشد.
به تبع تجربه سال‌ها تدریس در مدارس و کار تربیتی در مدارس شهرک غرب، عوامل زیر را در عادی‌سازی این‌ وقایع موثر می‌دانم.

1. زندگی‌های جزیره‌ای: جمعیت قابل توجه‌ای از دانش آموزان این منطقه از خانواده طلاق می‌باشند یا والدین آن‌ها متارکه کردند.

2. دسترسی آزاد به رسانه: دانش‌آموزان به راحتی به انواع و اقسام رسانه‌ها دسترسی دارند و هیچ کنترلی بر روی آن‌ها نیست.

3. عادی بودن بعضی کارها: مصرف مشروبات الکی و سیگار و هم‌چنین هرنوع شوخی دستی در بین دانش‌آموزان امری عادی‌ای است و هرکس از این کارها به دور باشد غیرمعمول به نظر می‌رسد!

4. مدرسه، نهاد تجارتی: مسئولین مدرسه، مدرسه را به یک نهاد تجاری تبدیل کرده‌اند. (نفری شانزده میلیون از هر دانش آموز بدون هیچ نگاه تعلیمی و تربیتی بلکه عملکردهای غیرتربیتی!)

5 - بی‌اهمییت بودن مسائل تربیتی: در اغلب این مدارس در بهترین حالت مسائل درسی دانش‌آموزان مدنظر مسئولین مدرسه قرار دارد و برنامه‌های تربیتی در برنامه‌ریزی مدارس هیچ اولویت و جایگاهی ندارد.

6. محیط ناسالم: کودکان و نوجوانان در محیط‌های اجتماعی و خانوادگی آلوده و شهوانی قرار می‌گیرند و رشد می‌کنند. دانش‌آموزان از تنفس در محیط‌های سالم با انسان‌های سالم محروم هستند.

7. گروه‌های دوستی: در ادامه نکته قبل باید بگویم که گروه‌های دوستی دانش‌آموزان فراتر از محیط مدرسه، در پارک‌ها بدون محدودیت سنی و جنسی خاصی و بدون نظارت والدین نیز شکل می‌گیرد.

8. نوع خاص تربیت این نسل: این نسل از زمانی که چشم‌های خود را باز کرده‌اند، هویتی موازی با هویت واقعی خود داشته‌اند، یعنی هویت مجازی که در برنامه‌ریزی‌های سطح کلان به این موضوع هیچ توجهی نشده است و برنامه‌های این نسل هم مانند نسل‌های قبلی بوده است. با بی‌توجهی به هویت جدید این نسل نمی‌توان برنامه تربیتی برای آن‌ها داشت.

نتیجه:
این حادثه نتیجه طبیعی زندگی به سبک غرب است و متهم ردیف اول این حوادث بعد از خانواده؛ کسانی هستند که در مقابل این تاجران تعلیم و تربیت قد علم نمی‌کنند و سکان این نهاد را از دست آنان نمی‌ستانند.

راهکار مواجهه با این رخدادهای زشت اول از همه این است که فراموش نکنیم خانواده مهم‌ترین و محوری‌ترین نهاد تعلیم و تربیت است. و والدین، باید اول از همه به فکر همه ابعاد تربیتی فرزندانشان باشند.
از سوی دیگر همه نهادهای دولتی و غیردولتی باید از خواب غفلت بیرون بیایند و چاره‌ای جویند برای این مهم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۳
محسن ذوالفقاری
1. سرچهارراهی کودک کاری سیگار به دست و آوازخونان به سمتم می‌آمد. چند قدمی‌ام بود که یکی از رفقاش خودشو زودتر بهم رسوند و گفت: تیمارستان این نزدیکی کجاست این(اشاره به فرد سیگاری و آوازخون) رو ببریمش!؟ برای دو هزار تومن صبح تا شب میاد اینجا!
اونم در جوابش گفت: ...(بوق) نگو!
بعد رو به من کرد و همان طور که بسته پر پولی از جیب‌ کاپشنش درمی آورد گفت: روزی دویست هزار تومن اینجا پول درمیارم عمو!
با خودم یک حساب سرانگشتی که کردم دیدم ماهی 6 میلیون درآمد داره. بدون احتساب مالیات و...
یک دمت گرم با درون مایه‌ای از فحش‌های خاک بر سری پروندم و از چراغ رد شدم!
2. در کله پزی با کودکان کاری روبه‌رو شدم!
موقع سفارش دادن، صاحب مغازه، به خاطر سر و صدا بچه‌ها (کودکان کار) ازم معذرت خواهی کرد. از فرصت استفاده کردم و گفتم: پول رو اول ازشون گرفتی؟ منظورم را فهمید و گفت: مشتری‌هام هستند و هفته‌ای دو بار میان اینجا. خوش حساب‌اند! نگران نباش!
همان طور که منتظر آماده شدن سفارشات چرب چیلی اول صبح‌ام بودم! دعواهای لفظی و فیزیکی کودکان کار که مغازه رو سرشون گذاشته بودن هم نگاه می کردم و تو این فکر بودم که زندگانی این‌ها چ جوریاس؟  چه کسانی این‌ها را سازماندهی می‌کنند؟ آیا همه درآمدشون برای خودشون هست یا افراد دیگری هم پشت صحنه هستند؟ اصلا ما باید به این کودکان کمک کنیم؟ تو همین فکر و خیالات بودم که از مغازه خارج شدند و سوار پرایدشون شدند و رفتند و آب مغز ما هم رسید و همه فکرها از ذهنم پرید!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۹
محسن ذوالفقاری
چندی پیش جهت مشورت و شرح و گزارش فعالیت‌های تربیتی مسجدمحوری که در حال انجام بودیم خدمت یکی از مدیران مدارس مسجدمحور و صاحب نظر در امر تربیت، رسیدم. بعد از کلی صحبت کردن با آب و تاب در مورد اقدامات و قدرت تاثیرمان در مدارس و جذب دانش‌آموزان به مسجد فرمودند: همه کارهایتان بی‌فایده است!
وقتی چشم‌های از حدقه‌ درآمده همراه با تعجب و ناراحتی‌ام را دیدند فرمودند: منظورم این است فعالیت‌های این سبکی شما دارای کمترین بازدهی است. چرا که شما تعداد محدودی هستید که در یک بازه زمانی محدود فعالیت می‌کنید در حالی که در مقابل شما تعداد قابل توجه‌ای از معلم‌ها و معاونین هستند که با سبک‌های فکری و اعتقادی مختلف هر روز با دانش آموزان سر و کار دارند و قدرت تاثیرگذاری شما در مقابل آن‌ها در بهترین حالت یک به صد می‌باشد!
دانش‌آموزان بیشترین تاثیر را از معلمی می‌گیرند که هر روز با او تعامل دارند و او را دارای قدرت علمی می‌دانند و مورد پذیرش قرار می‌دهند و اگر آن معلم هنرمند باشد و کمی محبت هم چاشنی فعالیت‌هایش بکند؛ دیگر تمام است! متاسفانه طبق آمار و گزارشی که ما داریم اکثر معلمان دارای اعتقادات و رفتارهای صحیح و شرعی نمی‌باشند و همان‌ها را نیز به صورت خودآگاه و ناخودآگاه به دانش آموزان منتقل می‌کنند.
در آخر پیشنهاد دادند اگر دغدغه‌مند هستید و به فکر تاثیرگذاری حداکثری، مدرسه تاسیس کنید!
چندی بعد که کتاب ادب الهی آقا مجتبی تهرانی را مطالعه می‌کردم قسمتی از آن، خاطره فوق را برایم زنده کرد:
«اثر تربیت در محیط آموزشی حتی از محیط خانوادگی قوی‌تر است. گوش کنید! منشا روابط انسان‌ها در محیط خانوادگی غالبا محبت است. علاوه بر آن جنبه‌های مادی و مسئله سرپرستی نیز در آنجا مطرح است که این روابط را تنگاتنگ می‌کند.
اما در محیط آموزشی علاوه بر همه این‌ها یک رابطه دیگر نیز وجود دارد که عبارت از «برتری علمی» استاد نسبت به شاگردان است. وقتی این احساس با چاشنی محبت مخلوط شود، اثرگذاری استاد را خیلی بالا می‌برد. همین که انسان می‌گوید: «استاد بهتر از من می‌فهمد»، کافی است که تمام رفتارها، خُلقیات و اعتقاداتش را هم از او بگیرد.» کتاب ادب الهی، دفتر سوم، آقا مجتبی تهرانی، ص180
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۷
محسن ذوالفقاری
تشکل‌ها و مجموعه‌های فرهنگی مذهبی و هسته‌های علمی دانشگاهی که در  موضوعات اجتماعی فعالیت می‌کنند دارای اثربخشی و فروغ بیشتری نسبت به سازمان‌های دولتی و حکومتی هستند و این واقعیت متاثر از صبغه مردمی بودن آن‌ها، حرکت جهادی همراه با نوآوری و خلاقیت می‌باشد.
سازمان‌های حکومتی و نهادهای صاحب علم و سرمایه می‌توانند با حمایت از نوآوران این عرصه و پرورش ایده‌ها و دانش‌بنیان کردن آن‌ها و هم چنین با ارائه امکانات و تسهیلات عمومی، زمینه را برای آنان مساعدتر و در شتاب‌دهی به برنامه‌های بهتر و رسیدن به اهداف بالاتر یاری کنند. در واقع این فرایند باید به تبدیل خلاقیت‌ها و دستاوردهای علمی و تحقیقاتی به محصولات قابل ارائه و اجرا در عرصه عمل بیانجامد.
اولین رویداد نوآوری و کارآفرینی اجتماعی با موضوع مسجد اولین قدم در اجرای سیاست‌گذاری در این عرصه می‌باشد. امید است این حرکت به برکت مسجد، در رشد و ارتقای فرهنگ جامعه‌مان کمک شایانی کند و اتفاق‌هایی زیبایی را رقم بزند. ان‌شاءالله
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۴
محسن ذوالفقاری