بچه محله امام رضا (علیه السلام)

طبقه بندی موضوعی

هر سلبریتی با فروش منزل و اسباب کشی به سمت پایین شهر و فروش ماشین و تبدیل آن به پراید و پژو میتونه نشون بده مردمیه!
مازاد پول‌ها رو هم میتونه صرف امور خیریه مثل عمران مسجد، تهیه جهیزیه دختران نیازمند، درمان بیماران سرطانی و... بکنه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۵
محسن ذوالفقاری

با کمک بر و بچ محل همه وسایل مورد نیاز را در مسجد جمع و جور کردیم. 20 دقیقه به اذان بود که وسایل را در چهارراه پهن کردیم. بساطمون چند فلاکس چای و ظرف حلو و 200 ظرف سوپ خانگی بود به همراه یک زیرانداز مناسب برای رهگذرها.
با الله اکبر اذان کار بچه‌ها هم شروع شد. با قرمزی چراغ، سینی‌ها را برمی‌داشتند و تعارف‌کنان به سمت ماشین‌ها می‌رفتند.
"سلام بر شما. قبول باشه، بفرمایید"
مرسدس، بی‌ام‌دبلیو، هندا پارت CDI، پراید، پیک موتوری، پیاده همه‌طور مشتری داشتیم الحمدالله.
بعضی از مردم بالانشین نازنین وقتی جوانان و نوجوانان را با سینی پر از مخلفات ناموزون، آن ساعت، بدون مناسبت و هیچ صدای مداحی خاصی به سمتشان می‌آمدند ثانیه‌هایی طول می‌کشید دوزاریشان بیفتد! یکی می‌پرسید: "قیمتش چند؟" دیگری می‌گفت: "تو هنوز جوونی برو سراغ یک کار بهتر!" آن یکی فقط نگاه می‌کرد و حتی زحمت سوال پرسیدن به خودش نمی‌داد و زیر باد کولر ماشینش کیف می‌کرد.
به نظرم پخش 200 ظرف نذری در شمال تهران به اندازه هزار نفر در مولوی یا خاوران برابری می‌کند!
البته که بعضی دیگر لطف بسیار داشتند و تشکرات و التماس دعاهای فراوانی نثارمان می‌کردند.

در دلم گفتم چه کاری هست که ما باید به این‌ها (بخوانید مازراتی سوارهای شهرک غرب) افطاری بدهیم!؟
وقتی به خودم آمدم دیدم اصلا این‌ها و آن‌ها درست کردن یعنی چی؟ ما شاگردان مکتب امام صادق هستیم. شیعیان در زمان امام صادق با مرجعه و زنادقه در کوچه و بازار اختلاط داشتند. چه شده است حال ما که ادعای شیعه جعفری را داریم از همسایه‌هایمان بری شده‌ایم و بدون اینکه از همسایه‌هایمان شناختی داشته باشیم قضاوت می‌کنیم؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۳
محسن ذوالفقاری

1. مسجد ما حاج فتح الله هم نداشته
تا حداقل بگیم
آخوند فقط حاج فتح الله!

2. به همه روحانیونی که امام جماعت بودن را کسر شان می‌دانند و فعالیت‌های دیگر را مهم‌تر، پیشنهاد می‌شود حتما فیلم سر دلبران را نبینند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۹
محسن ذوالفقاری

این روزها رسانه‌ای شدن جنایت جنسی در مدرسه واقع در شهرک غرب تهران بسیار داغ و حاشیه‌ساز شده در صورتی که این جنایت و فاجعه‌ی خاموش، جزء امور عادی در مدارس این منطقه می‌باشد.
به تبع تجربه سال‌ها تدریس در مدارس و کار تربیتی در مدارس شهرک غرب، عوامل زیر را در عادی‌سازی این‌ وقایع موثر می‌دانم.

1. زندگی‌های جزیره‌ای: جمعیت قابل توجه‌ای از دانش آموزان این منطقه از خانواده طلاق می‌باشند یا والدین آن‌ها متارکه کردند.

2. دسترسی آزاد به رسانه: دانش‌آموزان به راحتی به انواع و اقسام رسانه‌ها دسترسی دارند و هیچ کنترلی بر روی آن‌ها نیست.

3. عادی بودن بعضی کارها: مصرف مشروبات الکی و سیگار و هم‌چنین هرنوع شوخی دستی در بین دانش‌آموزان امری عادی‌ای است و هرکس از این کارها به دور باشد غیرمعمول به نظر می‌رسد!

4. مدرسه، نهاد تجارتی: مسئولین مدرسه، مدرسه را به یک نهاد تجاری تبدیل کرده‌اند. (نفری شانزده میلیون از هر دانش آموز بدون هیچ نگاه تعلیمی و تربیتی بلکه عملکردهای غیرتربیتی!)

5 - بی‌اهمییت بودن مسائل تربیتی: در اغلب این مدارس در بهترین حالت مسائل درسی دانش‌آموزان مدنظر مسئولین مدرسه قرار دارد و برنامه‌های تربیتی در برنامه‌ریزی مدارس هیچ اولویت و جایگاهی ندارد.

6. محیط ناسالم: کودکان و نوجوانان در محیط‌های اجتماعی و خانوادگی آلوده و شهوانی قرار می‌گیرند و رشد می‌کنند. دانش‌آموزان از تنفس در محیط‌های سالم با انسان‌های سالم محروم هستند.

7. گروه‌های دوستی: در ادامه نکته قبل باید بگویم که گروه‌های دوستی دانش‌آموزان فراتر از محیط مدرسه، در پارک‌ها بدون محدودیت سنی و جنسی خاصی و بدون نظارت والدین نیز شکل می‌گیرد.

8. نوع خاص تربیت این نسل: این نسل از زمانی که چشم‌های خود را باز کرده‌اند، هویتی موازی با هویت واقعی خود داشته‌اند، یعنی هویت مجازی که در برنامه‌ریزی‌های سطح کلان به این موضوع هیچ توجهی نشده است و برنامه‌های این نسل هم مانند نسل‌های قبلی بوده است. با بی‌توجهی به هویت جدید این نسل نمی‌توان برنامه تربیتی برای آن‌ها داشت.

نتیجه:
این حادثه نتیجه طبیعی زندگی به سبک غرب است و متهم ردیف اول این حوادث بعد از خانواده؛ کسانی هستند که در مقابل این تاجران تعلیم و تربیت قد علم نمی‌کنند و سکان این نهاد را از دست آنان نمی‌ستانند.

راهکار مواجهه با این رخدادهای زشت اول از همه این است که فراموش نکنیم خانواده مهم‌ترین و محوری‌ترین نهاد تعلیم و تربیت است. و والدین، باید اول از همه به فکر همه ابعاد تربیتی فرزندانشان باشند.
از سوی دیگر همه نهادهای دولتی و غیردولتی باید از خواب غفلت بیرون بیایند و چاره‌ای جویند برای این مهم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۳
محسن ذوالفقاری
1. سرچهارراهی کودک کاری سیگار به دست و آوازخونان به سمتم می‌آمد. چند قدمی‌ام بود که یکی از رفقاش خودشو زودتر بهم رسوند و گفت: تیمارستان این نزدیکی کجاست این(اشاره به فرد سیگاری و آوازخون) رو ببریمش!؟ برای دو هزار تومن صبح تا شب میاد اینجا!
اونم در جوابش گفت: ...(بوق) نگو!
بعد رو به من کرد و همان طور که بسته پر پولی از جیب‌ کاپشنش درمی آورد گفت: روزی دویست هزار تومن اینجا پول درمیارم عمو!
با خودم یک حساب سرانگشتی که کردم دیدم ماهی 6 میلیون درآمد داره. بدون احتساب مالیات و...
یک دمت گرم با درون مایه‌ای از فحش‌های خاک بر سری پروندم و از چراغ رد شدم!
2. در کله پزی با کودکان کاری روبه‌رو شدم!
موقع سفارش دادن، صاحب مغازه، به خاطر سر و صدا بچه‌ها (کودکان کار) ازم معذرت خواهی کرد. از فرصت استفاده کردم و گفتم: پول رو اول ازشون گرفتی؟ منظورم را فهمید و گفت: مشتری‌هام هستند و هفته‌ای دو بار میان اینجا. خوش حساب‌اند! نگران نباش!
همان طور که منتظر آماده شدن سفارشات چرب چیلی اول صبح‌ام بودم! دعواهای لفظی و فیزیکی کودکان کار که مغازه رو سرشون گذاشته بودن هم نگاه می کردم و تو این فکر بودم که زندگانی این‌ها چ جوریاس؟  چه کسانی این‌ها را سازماندهی می‌کنند؟ آیا همه درآمدشون برای خودشون هست یا افراد دیگری هم پشت صحنه هستند؟ اصلا ما باید به این کودکان کمک کنیم؟ تو همین فکر و خیالات بودم که از مغازه خارج شدند و سوار پرایدشون شدند و رفتند و آب مغز ما هم رسید و همه فکرها از ذهنم پرید!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۹
محسن ذوالفقاری
چندی پیش جهت مشورت و شرح و گزارش فعالیت‌های تربیتی مسجدمحوری که در حال انجام بودیم خدمت یکی از مدیران مدارس مسجدمحور و صاحب نظر در امر تربیت، رسیدم. بعد از کلی صحبت کردن با آب و تاب در مورد اقدامات و قدرت تاثیرمان در مدارس و جذب دانش‌آموزان به مسجد فرمودند: همه کارهایتان بی‌فایده است!
وقتی چشم‌های از حدقه‌ درآمده همراه با تعجب و ناراحتی‌ام را دیدند فرمودند: منظورم این است فعالیت‌های این سبکی شما دارای کمترین بازدهی است. چرا که شما تعداد محدودی هستید که در یک بازه زمانی محدود فعالیت می‌کنید در حالی که در مقابل شما تعداد قابل توجه‌ای از معلم‌ها و معاونین هستند که با سبک‌های فکری و اعتقادی مختلف هر روز با دانش آموزان سر و کار دارند و قدرت تاثیرگذاری شما در مقابل آن‌ها در بهترین حالت یک به صد می‌باشد!
دانش‌آموزان بیشترین تاثیر را از معلمی می‌گیرند که هر روز با او تعامل دارند و او را دارای قدرت علمی می‌دانند و مورد پذیرش قرار می‌دهند و اگر آن معلم هنرمند باشد و کمی محبت هم چاشنی فعالیت‌هایش بکند؛ دیگر تمام است! متاسفانه طبق آمار و گزارشی که ما داریم اکثر معلمان دارای اعتقادات و رفتارهای صحیح و شرعی نمی‌باشند و همان‌ها را نیز به صورت خودآگاه و ناخودآگاه به دانش آموزان منتقل می‌کنند.
در آخر پیشنهاد دادند اگر دغدغه‌مند هستید و به فکر تاثیرگذاری حداکثری، مدرسه تاسیس کنید!
چندی بعد که کتاب ادب الهی آقا مجتبی تهرانی را مطالعه می‌کردم قسمتی از آن، خاطره فوق را برایم زنده کرد:
«اثر تربیت در محیط آموزشی حتی از محیط خانوادگی قوی‌تر است. گوش کنید! منشا روابط انسان‌ها در محیط خانوادگی غالبا محبت است. علاوه بر آن جنبه‌های مادی و مسئله سرپرستی نیز در آنجا مطرح است که این روابط را تنگاتنگ می‌کند.
اما در محیط آموزشی علاوه بر همه این‌ها یک رابطه دیگر نیز وجود دارد که عبارت از «برتری علمی» استاد نسبت به شاگردان است. وقتی این احساس با چاشنی محبت مخلوط شود، اثرگذاری استاد را خیلی بالا می‌برد. همین که انسان می‌گوید: «استاد بهتر از من می‌فهمد»، کافی است که تمام رفتارها، خُلقیات و اعتقاداتش را هم از او بگیرد.» کتاب ادب الهی، دفتر سوم، آقا مجتبی تهرانی، ص180
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۷
محسن ذوالفقاری
تشکل‌ها و مجموعه‌های فرهنگی مذهبی و هسته‌های علمی دانشگاهی که در  موضوعات اجتماعی فعالیت می‌کنند دارای اثربخشی و فروغ بیشتری نسبت به سازمان‌های دولتی و حکومتی هستند و این واقعیت متاثر از صبغه مردمی بودن آن‌ها، حرکت جهادی همراه با نوآوری و خلاقیت می‌باشد.
سازمان‌های حکومتی و نهادهای صاحب علم و سرمایه می‌توانند با حمایت از نوآوران این عرصه و پرورش ایده‌ها و دانش‌بنیان کردن آن‌ها و هم چنین با ارائه امکانات و تسهیلات عمومی، زمینه را برای آنان مساعدتر و در شتاب‌دهی به برنامه‌های بهتر و رسیدن به اهداف بالاتر یاری کنند. در واقع این فرایند باید به تبدیل خلاقیت‌ها و دستاوردهای علمی و تحقیقاتی به محصولات قابل ارائه و اجرا در عرصه عمل بیانجامد.
اولین رویداد نوآوری و کارآفرینی اجتماعی با موضوع مسجد اولین قدم در اجرای سیاست‌گذاری در این عرصه می‌باشد. امید است این حرکت به برکت مسجد، در رشد و ارتقای فرهنگ جامعه‌مان کمک شایانی کند و اتفاق‌هایی زیبایی را رقم بزند. ان‌شاءالله
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۴
محسن ذوالفقاری

دوست طلبه‌ام که در مدرسه‌ای معاون پرورشی است تعریف می‌کرد: یک روز معاون آموزشی با حالتی عصبانی به اتاقم وارد شد و سی‌دی فیلم‌های مستهجنی بر روی میزم گذاشت و گفت: فردا خانواده این دانش آموز را احضار می‌کنم تا با شما صحبتی داشته باشند!

روز موعود بعد از زنگ تفریح و گپ و گفت با دانش‌آموزان وقتی به اتاقم برگشتم؛ معاون مدرسه و مادر آن دانش‌آموز مورد نظر را نظاره کردم ولی در حد همان نگاه اول! تا آخر جلسه در حالی که یا چشم‌هایم به دفتر و کتاب‌های روز میز شیشه‌ام خیره شده بود و یا جهت گرفتن تایید به معاون نگاهی می‌انداختم طی شد!

بعد از اتمام جلسه، معاون مدرسه که از هنگام گرفتن سی‌دی عصبانی‌تر بود به من توپید و گفت: حاج آقا! ما ایشون رو به خاطر موضوع دیگری دعوت کرده بودیم ولی شما بیشتر در مورد مسائل آموزشی و تحصیلی صحبت کردید.

در جواب ایشان گفتم: اولا در ابتدای صحبتم به صورت مستقیم و غیر مستقیم اشاره‌هایی کردم ثانیا وقتی این مادر جلوی من و شما این جوری ظاهر می‌شود؛ در خانه چگونه است؟ و بعد شما از این دانش آموز بیچاره چه توقعی داری؟!

آقا مجتبی تهرانی در کتاب ادب الهی دفتر سوم‌اشان چه زیبا بیان کردند:

مسئله حیا یک نقش زیربنایی در امر تربیت دارد. پدر و مادر که به طور طبیعی، دو مربی دست اول فرزند خود هستند، باید از حیای فطری فرزندان حراست کرده و آن را رشد دهند، نه اینکه خدای ناکرده با رفتار و گفتار خود، حیای فطری فرزندانشان را نابود سازند.

تاکید می‌کنم که فرزند، شرم و حیای ذاتی دارد. وظیفه پدر و مادر این است که این حیا را رشد دهند؛ رشد در همان روش‌های تربیت که عبارتنداز: دیداری، شنیداری، رفتاری. پدر و مادر باید دقت کنند؛ اگر نعوذبالله کاری کنند که پرده حیای فرزندانشان دریده شود، بالاترین جنایت را در حق او کرده‌اند؛ چرا که فرزندشان بعد از آن قابل مهار نیست.

هسته مرکزی تربیت مربوط به همین‌جاست. کسانی که اسیر هوای نفسانی شده و قصد پیاده کردن اهداف شیطانی را در جامعه دارند، از همین راه وارد می‌شوند. ترویج لاابالی‌گری در ابعاد انسانی و الهی در محیط خانه، جامعه را به سوی بی بند و باری و پرده‌دری سوق می‌دهد. وقتی که پرده حیای جامعه دریده شود، دیگر ارتکاب هر جنایتی در آن جامعه عادی خواهد شد؛ همچنان که روایات ما با تعبیر "فاصنع ما شئت" به آن اشاره کرده‌اند. (ادب الهی، دفتر سوم، ص90)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۷
محسن ذوالفقاری

 

 

در یک فرصت مناسب در یکی از کلاس‌های هفتم که بعد از برنامه‌های و فعالیت‌های متعدد و آشنایی دوطرفه‌ای که شکل گرفته بود تصمیم گرفتم ذهنیت آن‌ها را در موارد موسیقی، پدر و مادر، مدرسه، مسجد و فساد کشف کنم! کلمات را بر تخته سیاه نوشتم و از آن‌ها خواستم اولین مفاهیمی که به ذهنشان می‌آید بر روی کاغذ بنویسند. نتیجه ای که بسیار جالب و قابل توجه بود نوشته‌های تقریبا مشابه آن‌ها در مورد مسجد بود که آن را محلی برای وقت‌گذرانی می‌دانستند!

آیا حضور جمعیت غالب مسن و بازنشسته در مساجد باعث شکل‌گیری چنین ذهنیتی شده است؟ آیا آن‌ها با شرکت در برنامه‌های مسجد احساس بیهودگی و وقت‌گذرانی پیدا کرده‌اند؟ دانش آموزانی که چندین ساعت در پارک ها و پای بازی‌های کامپیوتری سر می‌کنند چرا مسجد را محلی برای تلف کردن وقت می‌دانند؟ آیا از مسجد انتظارهایی دارند؟ نمی دانم! حتما باید در وقت مناسب دیگر از طریق ترفندهای دیگر علل این ذهنیت را کشف کنم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۲۱
محسن ذوالفقاری

همیشه از رفتار هیئت امنا گله‌مند بودم.  شنیدن این خبر هم برایم عادی شده که: «هیئت امنای مسجد، بچه‌های کانون یا بسیج را از فلان مسجد بیرون کرده‌اند»

خلاصه پیش یکی از رفقا از شیوه رفتاری هیئت امنا با جوانان گله می‌کردم که گفت:

- تا حالا دستشویی‌های مسجد رو شستی!؟ 

- برق از سرم پرید!

-حق داری تعجب کنی. البته منکر ضعف‌های هیئت امناها نیستم اما همیشه میگن یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران.

 

بچه‌های تشکل مسجد، چقدر به برنامه‌های عمومی مسجد (برگزاری دعا، قرآن، مراسمات و ...) کمک می‌کنند؟ اصلا تا به حال شده، چند ساعتی به خادم کمک کنند؟ تا به حال شده یکی از مشکلات سخت افزاری مسجد را حل کنند؟

باید در دل کار بود و دلسوزانه بدون منت خدمت کرد. گاه مشکل از هر دو طرف است! انتظار همکاری بد نیست. به شرطی که مشارکت دو طرفه باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۹
محسن ذوالفقاری

توی تاکسی نشسته‌ام؛ راننده از دزدی‌ها می‌گوید و رانت خواری‌ها و امثالهم؛ پیاده که می‌شوم سعی می‌کند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد! قصاب محل از مافیای گوشت می‌گوید و اوضاع خراب کشور و این‌که معلوم نیست عاقبتمان چه می‌شود؛ حواسم که لحظه‌ای پرت می‌شود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت می‌ریزد! دوست قدیمی‌ام کارمند است؛ در تلگرام پُست‌های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه می‌گذارد. می‌گوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است! کابینت‌ساز از کارِ دوستم زده است و پول را گرفته و فلنگ را بسته! بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست می‌چیند، به هوای این‌که نبینی و بخری! میوه فروش، میوه‌های خوب را سوا می‌کند و دو برابر قیمت می‌فروشد! مرغ فروش، مرغ‌های مانده را در پیاز می‌خواباند و به عنوان جوجه کباب به دست مردم می‌دهد! معلمِ مدرسه، همچنان به روش بیست سال پیش تدریس می‌کند، بدون خلاقیتی، بدون مطالعه مضاعفی! پزشک، از خانواده بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد می‌خواهد تا اجازه ورود به داخل اتاق عمل را بدهد! در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می‌اندازد! استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه به دانشجویان میدهد تا ترجمه کنند و در آخر به نام خودش چاپ می‌کند! مغازه‌دار با حیله و فریب و دروغ، پول شاگردش را نمی‌دهد یا با تاخیر می‌دهد!

می‌گویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوال‌دوز به دیگران! خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمی‌کنیم! مثل گرگ بدنبال دردیدن همدیگر هستیم.. به خدا سوگند بابک زنجانی، خاوری و خیلی‌های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند،  فقط پست گرفته‌اند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان کرایه اضافه، به میزانی رسیده است که می‌دانیم! به قول عالمی که می‌گفت در درون هر کدام ما فرعونی است فقط مصر وجودمان فرق می‌کند!

مثل جامعه مثل درختی است که مردم، ریشه و تنه آن هستند و مسئولین میوه و برگ آن! چطور از درختی که ریشه‌اش پوسیده و تنه‌اش آفت خورده، انتظار میوه سالم داریم!؟ ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟ مگر نه این‌که آن‌ها هم آدم‌های همین جامعه هستند؟ وقت آن رسیده که هرکس خود و نزدیکانش را اصلاح کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۷
محسن ذوالفقاری

مشکل در فاصله بین مردم و حوزه و نهادهای دینی است. وظیفه حوزه غیر از عبودیت فردی (تعمق در فقه نظری) تحقق عدالت اجتماعی هم هست که بعد از انقلاب به نظر می‌رسد احساس کردند که همه چی آرومه و سر از لمعتین بالاتر نیاوردند.

با احساس فراغت حوزه‌های علمیه، مساجد خالی شدند و نظام‌های غربی (آموزشی، اقتصادی و ...) مجدد بر ما مسلط شدند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۵۷
محسن ذوالفقاری

به راستی چه ارتباطی با فتنه و آتش‌زدن خانه‌های خدا وجود دارد؟ چگونه است که در ماجراهای فتنه 88 هر منطقه‌ای که مسجد داشت فتنه‌انگیزی در آن کمتر بود و در مقابل هر جا نفوذ مسجد کمتر بود شعله‌های فتنه افروخته‌تر ؟

محیط معنوی مسجد از یک طرف و کارکرد روشنگری و بصیرت‌افزایی آن از سوی دیگر عواملی است که مانع بروز فتنه‌ها و گرفتار شدن مردم در شبهات می‌شود و اهل مسجد نیز از فتنه‌ها در امان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۵۶
محسن ذوالفقاری

برای تاسیس یک باشگاه ورزشی که هیچ تجربه‌ای نداشتیم نیازمند این بودیم که نحوه عملکرد مجموعه‌های ورزشی را بررسی کنیم. در لابه‌لای باشگاه‌های متعدد سری به یکی از باشگاه‌های مسجدی زدیم و با دیدن مناظری سوالی ذهنمان را درگیر کرد.

ورزش رزمی مختلط(البته در رده سنی کودک و نوجوان که این نیز برازنده نیست)، موسیقی معمول در همه باشگاه‌ها و عکس‌های عرف بدنسازی... با خود گفتم در زیرزمین سجده‌گاه مومنین چه خبر است!

سوال این است سنخیت رقبات مسجد با شغل‌های مکروه، حرام و... چیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۵۳
محسن ذوالفقاری

وقتی در خارج از کشور مراسم‌های عقد و عروسی را در مساجد مسلمانان می‌بینم و حتی وقتی انگیزه و شور و نشاط و حضور مسیحیان در کلیسا را می‌بینم و حتی‌ وقتی می‌بینم اولویت یهودی‌ها برای خرید منزلشان نزدیکی به محل عبادتگاه‌شان است و در روز شنبه با تعطیل کردن موبایل و ماشین، همه با هم خانوادگی به سمت عبادتگاه‌شان روانه می‌شوند؛ دلم برای وضعیت اسفناک مساجد خودمان می‌سوزد!
آیا مساجد زمان رسول الله و اهل بیت محلی برای تشکیل خانواده و پیوندهای آسمانی نبود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۷
محسن ذوالفقاری

چندی پیش حاج حسین یکتا در مصاحبه‌ای تلویزیونی اذعان داشتند: در ده روز اول بعد از واقعه زلزله کرمانشاه، حدود یک و نیم میلیارد تومان کمک‌های مردمی جمع آوری شد که این رقم با توجه به ظرفیت عظیم مردم ایران عددی ناچیز است! و ترجیح مردم این است که  مستقیم و یا از طریق سلبریتی‌ها و... کمک‌هایشان را به دست زلزله‌زدگان برسانند.

حال سوال این است این ظرفیت بالقوه مردم چگونه و با چه ساز و کاری باید بالفعل بشود؟ با عملکرد دولتمردان و فضای اسفناک سیاسی حاکم بر جامعه مردم باید به کدام نهاد و سازمانی اعتماد کنند؟

ابتدا تجربه‌های بین المللی را بررسی کنیم. در کشورهای غربی می‌بینیم که در شرائط بحرانی، برخلاف  تصور ما دولت‌ها کار چندانی نمی‌کنند و مردم را به بیمه‌ها حواله می‌دهند. اما سازمان‌های غیرانتفاعی و مردمی به کمک زلزله‌زده‌ها و بحران‌زده‌ها می‌شتابند.

در ایران، مسجد مردمی‌ترین نهاد است و به دلیل اتکا به اهالی محله و معتمدان بهترین نقطه برای بازسازی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی می‌باشد اما متاسفانه به مدد کم‌توجهی مسئولان به ظاهر انقلابی بورکراسی زده، مساجد، در متن زندگی مردم حضور چندانی ندارند، ظرفیت‌های مردمی را شناسایی نکرده‌اند و کارکردهای مسجد را تنها به اقامه نمازی و خواندن دعایی تقلیل داده‌اند!

انگار  دغدغه‌مندان آتش به اختیار فرهنگی مساجد، در کنار حل مشکل زلزله کرمانشاه باید به حال زلزله‌ای که برخی بی‌خبران به ارکان مسجد وارد کرده‌اند، فکر و اقدامی کنند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۱
محسن ذوالفقاری

چندی پیش بعد از وقوع زلزله کرمانشاه در کوچه پس کوچه‌های شهرمان قدم می‌زدم. به طور گسترده شاهد همیاری و هم‌دردی همه اقشار مردم بودم. گروهی کمک‌های خود را تحویل مراکز آموزشی زبان‌های خارجه می‌دادند. گروهی به حسینیه‌ها و مراکز هلال‌احمر مراجعه می‌کردند. وقتی به چهارراه اصلی محله رسیدم در سمتی از آن در نزدیکی پارکی چندجوان غرفه‌ای زده بودند و کمک‌های مردمی را جمع‌آوری می‌کردند و در سمت دیگر چهارراه، خانم‌هایی با لباس هلال‌احمر مقابل درب بسته مسجدی مشغول همین کار بودند.

سوال مهم این است در داستان زلزله کرمانشاه، مساجد تا چه حد موثر واقع شدند و نقش محوری داشتند؟ روزگاری نه چندان دور در غوغای جنگ هشت ساله تحمیلی، مساجد محور بودند، جمع‌آوری کمک‌ها و توزیع آنها، اعزام نیروها و تقسیم آن‌ها همه در مساجد صورت می‌گرفت. اما در فاصله سال‌های بعد از جنگ تحمیلی ایجاد سازمان‌های مختلف و متعدد و خارج کردن اداره امور مردم از دست خودشان باعث شده است تا مساجد کارکردهای اجتماعی خود را از دست بدهند. مساجد می‌توانستند در نظام جمع‌آوری کمک‌ها در شهرهای مختلف و نظام توزیع کمک‌های مردمی بین مردم کرمانشاه نقش تعیین‌کننده داشته باشند. اما چقدر نقش خود را به خوبی ایفا کردند؟ چند درصد مساجد ما پرچمدار جمع‌آوری کمک‌های مردمی و به خط کردن ظرفیت‌های محله خود برای کمک به زلزله‌زدگان بودند؟ و مساجد کرمانشاه چه میزان توانستند در توزیع کمک‌ها بین مردم زلزله زده مؤثر باشند؟ اگر مساجد نظام اطلاعاتی مشخص از محله خود و افراد ساکن آن داشتند می‌توانستند به عنوان نهادهای کوچک و تأثیرگذاری که در سراسر شهرها و روستاها حضور دارند سردرگمی و بی‌برنامگی سازمان‌های دولتی در امر توزیع کمک‌ها را جبران کنند.

حال سؤال مهم‌تر این است که این مساجد چطور توان تأثیرگذاری و کمک‌رسانی به مردم در برابر زلزله‌های فرهنگی با ریشترهای بالا که اعتقادات مردم را ویران می‌کنند دارند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۰
محسن ذوالفقاری

اربعین پدیده‌ای است که زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود. حماسه اربعین درس های فراوانی دارد که قصد داریم تاثیر آن را در نسبت خود با خانه‌های خدا (مساجد) تبیین کنیم. 

1. اربعین،‌امتداد عاشورا است که کاخ ظلم یزیدیان را در تاریخ برباد داد. پرچم سرخ حسین (علیه السلام) همیشه نشانه تظلم خواهی بر ضد طواغیت عالم بوده است.  مساجد نیز در طول تاریخ مهم‌ترین پایگاه انقلابیون جهان اسلام بوده اند. انقلاب اسلامی ایران نیز زاییده مسجد است. بی‌خود نیست که اقدام همیشگی طواغیت،‌ انهدام و کم فروغ نمودن مسجد بوده است. آری «مسجد سنگر است. سنگر‌ها را حفظ کنید».(امام خمینی)

2. امام زمان(عج) پس از ظهور خود را «پسر کشته شده کربلا» معرفی می‌کند. حماسه اربعین مقدمه ساز حکومت امام زمان(عج) است. چرا که عظیم ترین پدیده‌ای که بتواند عظمت قیام امام حسین (علیه السلام) را معرفی کند اربعین است.  حکومت امام زمان(عج) مسجد محور است: محل حکومت ایشان مسجد کوفه، بیت المال مسلمین مسجد سهله و محل حکومت والیان ایشان نیز قاعدتا مسجد است. عامران مساجد، زمینه سازان ظهور امام زمان(عج) هستند. پس هان دلسوختگان غیبت کبری، مساجد را دریابید...

3. اربعین مهمترین تجلی‌گاه قدرتی است که رعب به دل دشمن می‌اندازد و خداوند آخرین امام را با رعبی که در دل دشمنان می اندازد کمک و یاری می کند. (القائم منا منصور بالرعب) . مساجد نیز این گونه‌اند. چنان‌چه امام خمینی فرموده اند «اگر مساجد قوی باشد از فانتوم‌ها ترسی نداشته باشید».

4. اربعین جلوه گاه حضور مردم و فرصتی است تا مردم عشق و محبت خود را به امام حسین علیه السلام ابراز نمایند. به قول پیر جماران: "مکتبی که پایش هیاهو نباشد، باقی نمی ماند." «فعالیت بی‌مزد و خالصانه» در مسجد نیز نشان از عشق به خدا و اهل بیت است. مسج مردمی‌ترین نهاد اجتماعی است که در صورت مشارکت مردم، می‌تواند زمینه ساز رخداد‌های عظیم فرهنگی،‌ خدماتی و سیاسی باشد.

5. اربعین زیباترین جلوه حضور امت، پای آرمان‌های امام است. زائران حسینی سختی راه را بر جان می‌خرند و راهی کربلا می‌شوند. مسجد نیز اصلی ترین پایگاه امام است. نظام اجتماعی اسلام به گونه‌ای طرح ریزی شده است که منویات ولی،‌ از بستر مساجد به مردم منتقل شود. مسجد بسیج کننده نیروی مردمی است در راه تحقق فرامین ولی. کاش زائران اربعین، مسجدی تر و  مساجد نیز اربعینی تر شوند. در این صورت، اتفاق عظیمی در راه خواهد بود. همان رخدادی که هزار و اندی سال، دلسوختگان حضرتش را چشم انتظار نموده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۳۸
محسن ذوالفقاری

مداحی یک هنر است و مداح یک هنرمند. اساسا رمز جذب مخاطب، ارائه هنرمندانه محتوای صحیح است. محتوای غنی و مستند، صدای حزین و نغمه مناسب، شعر پرمضمون، دکور، دستگاه صوت ، هماهنگی سینه‌زن‌ها و... دست به دست هم می‌دهند تا یک مجلس قوی برگزار شود.

مسجدی‌ها و روحانی‌ها چگونه می‌توانند معنویت دینی را به گونه‌ای جذاب و هنرمندانه به جوانان ارائه نمایند؟ راه جذب جوان ارائه معنویت ناب به شیوه‌ای هنرمندانه است؛ و الّا حکایت جدایی جوان از مسجد همچنان باقی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۳۶
محسن ذوالفقاری

نظام اسلامی زمانی می‌تواند خرمشهر‌ها را آزاد کند که بخش دولتی و مردمی آن همچون ید واحده‌ای در برابر موانع درونی و بیرونی ایفای نقش نماید. در تعامل بین «جبهه حاکمیت» و «جبهه مردمی»، هرچند وسعت امکانات و ابزار جبهه حاکمیت قابل قیاس با جبهه مردمی نیست، لکن حماسه‌آفرینی بخش دولتی زمانی است که که از پشتیبانی جبهه مردمی بهره‌مند باشد. چنانچه رهبر انقلاب می‌فرماید: « وقتی قاطبه‌ی ملت، نوع مردم در سرتاسر کشور، با نگاه به آن چشم‌انداز روشن، انگیزه‌ای لازم برای حرکت داشتتند، حماسه به وجود می‌آید. کشور ما و ملت بزرگ ما با اهداف و آرمان‌هایی که دارد، به حماسه‌سازی در بخش‌های مختلف نیاز دارد.» (18/2/92 )

جبهه‌ای که در برابر دشمن تشکیل می‌شود، علاوه بر اتکا بر ساختارهای قانونی و الزامات رسمی ، باید از سوی جوشش‌های درونی، تعلقات قلبی و نیروی بی‌پایان تشکل‌های مردمی حمایت شود؛ وگرنه عقب‌ماندگی طولانی به این زودی جبران نخواهد شد. باید بگوییم نظام اسلامی که اساس اعتقادش بر پایه مردم‌مداری است از این ظرفیت عظیم به خوبی استفاه نکرده است و متاسفانه باید گفت کشورهای غربی که اساس اعتقادشان بر منفعت‌محوری فردگرایانه است در این زمینه از ما پیشی گرفته‌اند. امروزه استفاده از ظرفیت تشکل‌های مردمی و حمایت و هدایت آنان به اولویتی برای دستگاه‌های رسمی تبدیل شده است؛‌ به گونه‌ای که رهبر انقلاب در خطاب با مسئولان کشور می‌فرماید :  « این مجموعه‌های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می‌کنند روز به روز باید توسعه پیدا کنند؛ دستگاه‌های دولتی باید به این‌ها کمک کنند. دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچه مسلمان‌ها، به روی جوان‌های مومن، به روی بچه‌های انقلابی، به روی بچه‌های حزب‌اللهی باز کنند.» 1/1/95

همانگونه که در دوران دفاع مقدس،‌ مردم و حاکمیت با محوریت مساجد توانستند حماسه‌آفرینی کنند امروز نیز از یک سو دستگاه‌های دولتی باید آغوش خود را بر مجموعه های خودجوش بگشایند و در راستای استفاده از این ظرفیت عظیم باید از یک سو دست از تصدی‌گری در امور بردارند از سوی دیگر امور مردمی شده را با محوریت مسجد حمایت و پشتیبانی نماید. با مردمی سازی امور به شیوه مسجدمحور، فتح خرمشهر‌ها در عرصه‌های جهاد فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و اجتماعی دور از انتظار نخواهد بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۳۴
محسن ذوالفقاری